خاطرات خوب را بد می کنی با رفتنت
عقل را با عشق هم قد می کنی با رفتنت
بود امیدم هزاران راه دارد آسمان
راه امید مرا سد می کنی تا رفتنت
سینه ام میخانه ای پر شور و شوق و عشق بود
این بنا را همچو مرقد می کنی با رفتنت
قوم چشمم مؤمن پیغمبر چشم تو بود
مردمش را حال مرتد می کنی با رفتنت
"راه دارد دل به دل" گفتی یقین داری ولی
این مثل را هم خودت رد می کنی با رفتنت
آمدی و اشک من هم بند آمد ماه من
جزر چشمان مرا مد می کنی با رفتنت
برچسبها: عاشقانه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۶ توسط محمد مهدی شفیعی
